باز ورامین
سلام دختر قشنگم
اول از همه بگم اولین بار در تاریخ 6 اسفند 92 سوت زدی که صدا هم داشت و من و پدر مثل جرقه از جا پریدیم
در تاریخ 9 اسفند هم یاد گرفتی بادکنک باد کنی البته یه کوچولو چون همون قدر هم کبود می شی تا باد بشه ولی خلاصه اندازه یه نارنگی بادش می کنی
جونم برات بگه این اخر هفته برای کار ساختمانی بابا سعید رفتیم ورامین البته 4 شنبه عصر رفتیم و جمعه عصر برگشتیم اما درست همزمان با ما داداش داوود عزیزم هم اومد امل که متاسفانه نشد هم دیگه رو ببینیم و من کلی ناراحت شدم ایشالا دفعه بعد براشون جبران میکنم
روز چهارشنبه قبل از رفتن خونه مامان اکرم اینا رفتیم رستوران چون عمه منیر همه رو دعوت کرده بود به ما هم زنگ زد که باید حتما بریم ما هم که از خدا خواسته خلاصه قبل از همه مهمونا رسیدیم اما چون لباسا و سر و وضعمون مناسب نبود مجبور شدیم بریم و یه کم به خودمون برسیم اونم تو ...
خلاصه مهمون سر زده قبل از همه رسیده بود که هیچ شما هم حسابی شیطونی کردی و با ماهان و امیر علی بازی کردی قسمت بامزش این بود که در اتوماتیک برای شما باز نمی شد و شما وقتی تنها می شدی به در می زدی و می گفتی اهای یکی بیاد کمک کنه و دایی احمد اون موقع به دادت می رسید.
خلاصه عشقم شب خوبی بود و همه دور هم کلی بهمون خوش گذشت اما شب که رفتیم خونه اونقدر خسته بودیم که حتی نمی تونستیم حرف بزنیم و سریع خوابیدیم
روز بعدم کلا یا خونه مامان اکرم بودیم یا مادرجون ربابه و زندایی مریم و دایی احمدم اومدن و پیشمون موندن دست دایی احمدم که چی بگم ...
امسال ما برای شما جشن تولد نگرفتیم اما کادو ها تولد هم چنان می رسن واقعا دست همگی درد نکنه دایی صادق دو تا مرغ عشق برات خریده که شما هم اسماشون رو گذاشتی بن 10 و فاطینا چه ربطی داره منم نمیدونم اما خیلی خیلی دوستشون دارم فکر کنم ائلین بار که از یه حیوون خوشم میاد مامان اکرم100 هزار تون پول و مادر جون ربابه هم برات لباس خریدن البته مامان اکرم کلی لباس هم به عنوان عیدی برای من خرید که واقعا دستش درد نکنه.
دختر قشنگم دیروز هم من باید برای یه جلسه می رفتم بابلسر اول قرار شد پدر شما رو ببره باغ وحش اما اونقدر گریه و زاری کرده بودی که کلافش کردی و من مجبور شدم سریع برگردم و یه سر هم رفتیم پیش زن عمو و عمه ذلفا که داشتن مغازه مامان نرگس رو مرتب می کردن و بعد برگشتیم خونه البته امروز عصر دوباره می ریم پیششون اخه مامان نرگس اینا رفتن قشم و خونه نیستن و عمه ذلفا داره مغازه رو براشون تمیز می کنه.
دختر قشنگم این روزا نمی دونم چرا اما خیلی لجباز و یک دنده شدی و همش گریه می کنی امیدوارم این کارت ادامه نداشته باشه چون من حسابی دارم کلافه می شم.
پا در کفش مامان شایدم تن در لباس مامان؟؟؟؟؟؟؟

کادو مادرجون ربابه

فاطینا و بن 10(زرد :فاطینا -سفید: بن 10)



باز ورامین
